تبليغاتX
چشمان زنان - من با تو خيلي فرق مي كنم؟!/ فرشته قاسم زاده

چشمان زنان

این وبلاگ جهت انتشار مطالب مخصوص زنان ایجاد شده است

من با تو خيلي فرق مي كنم؟!/ فرشته قاسم زاده

مونث و مذکرمن با تو خيلي فرق مي كنم؟!

تا حالا شده احساس كني چه قدر بي ارزشي وقتي شرافتت به يه تيكه گوشت بستگي داره؟

نه، اشكال همين جاست كه تا حالا به اين موضوع فكر نكردي، خيلي وحشتناكِه، من وقتي سالها پيش به دنيا اومدم، نمي دونستم كه يه تعداد سلول كه بود و نبودشون براي زنده بودنم اهميت نداره، نبودشون مي تونه من رو تباه كنه و بودنشون بيهوده به من اميد بده ،ميدوني؟ من وقتي چند سال پيش مجبور شدم به اصطلاح يه مشت ديوونه، شرعاً يه تيكه از گوشت بدنم رو از دست بدم، تباه شدم، چون من يه بار مصرفم، يه دفعه مي تونم زندگي كنم و با از دست دادن اون تيكه گوشت براي همه و مخصوصاً براي تو مُردم.

من نمي تونم تو رو داشته باشم چون اسمم عوض شده، اي كاش مي دونستم بين زن و دختر چه تفاوتي وجود داره، تو مي دوني؟ اگه مي دوني جواب من رو بده؟

من نمي دونم كي مهر نجابت رو روي پيشوني آدمها مي زنه؟ كي زن بودن و دختر بودن رو ثابت مي كنه؟ چرا همه قيمت بالايي براي يه تعداد سلول ميگذارن؟

من كه مي دونم تو توي آغوش همه سريدي، اين ها شايد به من ربطي نداشت باشه، ولي عدالت من مي گه از سلولهاي بدن تو هم بايد كم بشه.

تو با من خيلي فرق مي كني، من ناقصم ولي تو كاملي اينو مردم مي گن!

من از خودم متنفّرم، از حقيقتي كه از درون من فرياد ميزنه كه شرافتم رو يه عمر حفظ كردم و يه موجود كاملم بيزارم، كاش شرافتم رو حفظ نمي كردم، چه فرقي مي كرد؟

من حالم به هم ميخوره از واقعيتي كه بيهوده به من تهمت ميزنه.

باشه، ديگه برات گريه نمي كنم، ديگه فريادت نمي زنم، مطمئن باش، برو، برو برتر باش، با برتر بودنت خوش باش، منو چه به تو؟ من داغون تر از اين حرفهام، من رو ديگران نابود كردن با حرفهاشون، با چشمهاشون، ديگه نيستم، نمي تونم باشم، حالا من يه اسم بهتر دارم به من ميگن مُردِه!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 17:7  توسط چشمان زنان  |