نشریه اینترنتی اخبار روز www.akhbar-rooz.com چهارشنبه ۱٣ تير ۱٣٨۶ برابر با ۴ جولای ۲۰۰۷ ناشر خبری حاکی از دیدار و سخنرانی آقای خامنه ای در نشستی با گروهی از "زنان دستگاههای تحقیقاتی، دانشگاهها و حوزهها" بود. آقای خامنه ای در سخنرانی خود ضمن ستایش از "ارزش های والای زنان از منظر اسلام" و نکوهش غرب در جهت تنزل دادن زنان به کالا، "زنان دستگاه های تحقیقاتی ..." را به "مقابله با دیدگاهها و تبلیغات فمینیستی" فراخواند.
منظور آقای خامنه ای در این سخنرانی از "فمینیست ها" مشخصاً زنان فعال ایرانی است که از طرق مختلف و مسالمت آمیز میکوشند توجه مقامات کشوری را نسبت به قوانین تبعیض آمیز فقه اسلامی که علیه زنان است جلب کرده تا بتوانند این قوانین را به سود زنان تغییر دهند. زنان فعالی که جدا از ضرب و شتم، ناعادلانه به حبس و شلاق و پرداخت وثیقه های کلان محکوم شده اند.
آقای خامنه ای در سخنرانی خود برای سرکوب فعالان جنبش های آزادیخواهی زنان و طرفدارانشان در اقشار مختلف، متأسفانه ازبخش دیگری از زنان، که ناآگاه یا به طمع منافع مالی یا حفظ موقعیت خود و بستگانشان در دستگاه حکومتی، از قوانین پدرسالار و زن ستیز پیروی میکنند یا مُجری آن هستند، استفاده کرده است.
سخنرانی آقای خامنه ای شامل چند نکته مشخص و نیز متضاد است:
- "مسئولیت اداره و پیشرفت جامعه و کشور بر عهده همه افراد اعم از زن و مرد است."
- "اما" مهمترین "مسئولیت و نقش زن اولویت دادن به نقش مادری و همسری" در خانواده است.
- زیرا، «بقا و رشد و تعالی» بشر و "آرامش و سلامت جامعه" در گرو تحقق "نقش مادری و همسری" است.
- "نگاه اسلام به حجاب" نه تنها "مانع رشد و تعالی زنان نیست" که "رعایت حدود اسلامی و شرعی" میتواند "زمینهساز و شتاب دهنده شکوفایی استعدادهای زنان باشد."
- زیرا، "در هیچ دورهای مانند امروز، زنانِ محقق، دانشمند، متفکر، ادیب، هنرمند و فعال در عرصههای مختلف سیاسی – اجتماعی ایران وجود نداشته است."
- حال آن که "نگاه غربی به زن" او را در حد وسیلهای برای "تبلیغات کالا، پول درآوردن بیشتر و ارضای بینظم و قانون مسائل جنسی" تنزل داده است. این "نگاه ابزاری و غلط غربیها به زنان، ظلم به جامعه بشری و خیانتی بزرگ به حقوق زنان است." زیرا "زن، بخش زیبا، لطیف و مستور آفرینش است."
مقام رهبری از برخی "بیعدالتیها در ارتباطات خانوادگی زن و مرد در کشورهای مختلف" منجمله ایران نیز انتقاد و ابراز تأسف کرده و افزوده است "مردان نباید با سوءاستفاده از توانایی جسمی و برخی خصوصیات دیگر در درون خانواده به زنان زور بگویند و به آنان ظلم کنند." آقای خامنه ای یادآوری کرده اند که به این دسته از مردان باید "پند" داد و آنان را "نصیحت" کرد.
سخنرانی آقای خامنه ای در نشست با گروه "زنان دستگاههای تحقیقاتی ..." و فراخوان ایشان برای "مقابله با دیدگاه ها و تبلیغات فمینیستی" که در واقع انعکاس فرهنگ رژیم اسلامی است حاوی هیچ نکته جدیدی در رابطه با تغییر شرایط بد و نابرابر زنان نیست و تنها یکبار دیگر به ما یادآوری می کند که مردم ایران با نظامی روبرو هستند که تلاش میکند با زنده نگه داشتن و ترویج ارزش های فرهنگ پدرسالار، و نادیده گرفتن حقوق انسانی ی نیمی از افراد جامعه یعنی زنان، نیم دیگر، یعنی مردان را آسان تر در انقیاد درآورد.
اگر به صد سال پیش و دوران مشروطه ایران بازگردیم و آثار مکتوب آن دوره را مرور کنیم به وضوح می بینیم در آن زمان که انقلابیون و آزادیخواهان، تمام هستی خود را در جهت سرنگونگی استبداد داو گذاشته بودند و چیزی جز مساوات و برابری و آزادی نمی خواستند، صرفنظر از چند زن و مرد که به تعداد انگشتان دست نیز نمی رسیدند، مابقی، آن چه از آزادی و مساوات در نظر داشتند، آزادی از استبداد سیاسی و برابری اجتماعی میان مردان بود، و چیزی به نام مساوات زنان با مردان، مطلقاً مورد نظر نبود. با تمام کوشش و فعالیتی که بخش آگاه زنان ایرانی در راه مشروطیت، تأسیس مجلس و تصویب قانون از خود نشان دادند اما در نهایت، قوانین مصوبه با قرار دادن افراد خارج از دین اسلام و زنان در کنار سفیهان و مجرمین و قاتلین، عدم صلاحیت آنان را در رأی دادن قانونی کردند. نه تنها در مجلس اول در زمان محمدعلی شاه که 51 اصل قانون اساسی ایران به تصویب رسید، که پس از دوران استبداد صغیر و بازگشایی مجلس دوم در زمان احمد شاه نیز نظر نمایندگان نسبت به آزادی زنان و دادن حق رأی به ایشان جز دو نفر، وکیل الرعایا و تقی زاده، همگی منفی بود.
و امروز پس از صد سال آقای خامنه ای و کسانی که چون او می اندیشند، دقیقاً یادآور همان مخالفان آزادی زن در یکصد سال پیش هستند. با این تفاوت که در گذشته مخالفان آزادی زنان نظر و باور خود را نسبت به فرودستی زن صریحاً اعلام می کردند و برخی نیز معتقد بودند "قابلیت های زنان فقط چیزی نزدیک به اعمالی است که از حیوانات سرمی زند." اما آقای خامنه ای با کلماتی تلطیف شده و در پوششی پُر مِهر به عنوان احترام به زن، همان عقاید را بیان کرده است.
تنها نکته جدید در سخنان آقای خامنه ای این است که ایشان با به کار بردن کلمات مدرن "فمینیسم و فمینیست" و انتصاب آن به زنان "بی بند و بار غربی" که با "نگاه ابزاری غرب تا حد کالا و رضایت جنسی مردان تنزل" یافته اند، می کوشد با یکی کردن "فمینیسم" و "زن بی بند و بار غربی" در حقیقت خودِ حق، که همانا فمینیسم و آزادی زن است را تخطئه کند.
باید از آقای خامنه ای پرسید در جایی که سن ازدواج دختر به 13 سال تقلیل یافته است، این دختربچه که یکباره همسر و مادر شده، چه فرصتی در جهت آموختن و رشد خود داشته که "اولویت نقش" او "مادری و همسری" است؟ او چه صلاحیتی در پرورش و آموزش فرزندانش دارد؟ با کدام علم و دانش و تجربه می تواند همچون مردان "مسئولیت اداره و پیشرفت جامعه و کشور" را بر عهده بگیرد؟ اگر فرض کنیم این دختربچه زن شده، بعداً فرصتی برای رشد خود پیدا کند، آیا مگر نه این که اجازه درس خواندن یا کارکردن او با شوهر است؟ اگر شوهر به دلایل مختلف که اکثراً ریشه در تعصباتی کور و خودخواهی برخی مردان دارد نخواهد همسرش درس بخواند، کار کند و فعالیت اجتماعی داشته باشد، تکلیف زن چیست؟ زنی که برای سفر کردن، درس خواندن، کار کردن، خرید و فروش کردن، تحت قیمومت مرد (شوهر یا پدر) است، مادری که حق قضاوت کردن ندارد، در شهادت دادن نصف آدم حساب می شود، مادری که در مقابل چشمان هاج و واج بچه ها از شوهرش کتک میخورد و اگر زبان درازی کند شوهر میتواند یک طرفه طلاقش دهد، مادری که در صورت جدایی از شوهر حق نگهداری اطفالش را ندارد، مادری که در حین انجام "نقش والای مادری و همسری" است و ناگهان درمی یابد که شوهرش زن دومی اختیار کرده است، چگونه چنین زن محروم و مأیوسی می تواند باعث "بقا و رشد و تعالی بشر و حفظ آرامش و سلامت خانه و جامعه"اش باشد. چگونه از چنین زن یا مادری می توان انتظار داشت سرمشق خوبی برای دختر و پسرش باشد؟ نه این که در چنین شرایطی پسری بار می آید که توسری بزند و زور بگوید و دختری که توسری بخورد و دَم نزند؟
اگر زنان اختیار راه و روش و انتخاب زندگی خود را نداشته باشند، چگونه می توان از آنان متوقع بود تا مسئولیت کاری که می کنند را بپذیرند؟ زنی که اختیار نداشته باشد، به راحتی می تواند تمام ندانم کاری ها و کم کاری های خود را به گردن دیگری یعنی مرد بی اندازد و از خود سلب مسئولیت کند.
آقای خامنه ای در بخش دیگری از سخنان خود اعتبار وجود "مجموعۀ عظیم بانوان نخبۀ کشور " را دَربَست به رژیم اسلامی میدهد و نتیجه میگیرد که "حجاب مانع رشد زنان نیست." بی گمان دستاوردهای عظیم زنان بی حجاب در سایر کشورها، به همه گان ثابت کرده پوشش متحدالشکل اسلامی، یا بقول ایرج میرزا "کفن سیاه"، که به ضرب تحقیر و توهین و کتک و شلاق و زندان بر سر زن ایرانی گذاشته شد، موجب ترقی زنان نیست و نمی توان اعتبار کوشش زنانی را که در زیر حکومت سرکوب، با آگاهی از شرایط خود مقاومت کرده، دانش اندوخته، به خلق آثار هنری و حرفه ای دست زده اند را به رژیم ضد زن اسلامی داد.
پیشنهاد می کنم حالا که آقای خامنه ای مایل است هر طور شده اعتبار کوشش و تلاش ستودنی زنان ایرانی را در جهت رشد و ارتقای خود به "نگاه اسلامی" و "پوشش اسلامی" نسبت دهد، بهتر است لیست نام زنان سنگسار شده، حلق آویز شده از جراثقال، شلاق خورده، دستگیر و توهین و تحقیر شده، زندانی شده، خودکشی و خودسوزی کرده را نیز به لیست افتخارات رژیم اسلامی اضافه کند زیرا در هیچ دوره ای از تاریخ ایران حتی در زمان یورش دشمن، بازداشتگاها و زندان های ما از وجود این همه زن فعال – و غیرفعال که بخواست آقای خامنه ای مشغول انجام وظایف "مادری و همسری" خود بوده اند- پُر نبوده است.
به خلاف نظر آقای خامنه ای، امروزه دختران خردی که در سه دهه حکومت سرکوبگر اسلامی قرار بود به خانه ها رانده شوند و فقط به وظیفه "مادری و همسری" بپردازند،اینک با حضور خود در دانشگاها، مراکز کارهای تخصصی، هنری، اجتماعی و در کارزار معرکه، زنان نخبۀ کشورمان محسوب می شوند. امروزه زنانی که به علت عدم تأمین جانی و مالی و خانوادگی، به علت مقاومت در برابر تجاوز به عنف، به خاطر مانع شدن از کتک خوردن، به خاطر اعتراض به داشتن هوو، به خاطر بیرون گذاشتن تار مویی از حجاب اسلامی یا فقط به دلیل شرکت در یک تجمع صلح آمیز که در قانون اساسی همان رژیم اسلامی عملی آزاد است، مورد ضرب و شتم قرار می گیرند و دستگیر و زندانی، و به غیرانسانی ترین وجهی با آنان رفتار می شود، زنان نخبه کشور ما هستند.
آقای خامنه ای! آیا به راستی حضور گسترده زنان در صف اول تمام راه پیمایی ها و شرکت عظیم آنان را در متینگها در دوران انقلاب مردمی ایران از یاد برده اید؟ آیا آن زنان آگاهی که میان خود و مردان تفاوتی نمی دیدند و برای رهایی از استبداد و برابری میان زن و مرد و مسئولیت پذیری در برابر قانون، در انقلاب شرکت کرده بودند را "حجاب اسلامی" و "نگاه اسلامی" شما تربیت کرده بود؟
جالب توجه است رژیم اسلامی ایران که پس از به ثمر رسیدن انقلاب، در مورد زنان و حقوق ایشان قدم به قدم از دستورات و قوانین فقهی پیروی کرده است، ناگهان از خط مشی اسلامی خود عدول کرد و به زنان "حق انتخاب کردن" اعطا نمود! عطیه ای که وقت و بی وقت به رخ زنان به مثابه آزادی ایشان کشیده می شود. اما چه کسی است که نداند چنین بخششی از طرف حکومت سرکوبگر اسلامی ایران یکی به دلیل آنست که این رژیم به تنها چیزی که اعتقاد ندارد رأی مردم است و دو دیگر این که در صورت نیاز به نمایش، رژیم می تواند از زنان و به ویژه زنان خودی سیاهی لشگر فراهم کند. چه کسی نمی داند که آقای خاتمی بخش عظیمی از پیروزی خود را، به ویژه در دور اول انتخاباتی ریاست جمهوری خود، مدیون رأی زنانی است که وعده های ایشان را در جهت تساوی حقوق زن و مرد باور کرده بودند. اگر رژیم اسلامی ایران و آقای خامنه ای به واقع خواستار حضور زنان "فعال و نخبه" می باشند، پس چرا به محض این که نسبت تعداد دختران دانشجو در دانشگاه ها از پسران بیشتر شد، دولت "طرح سهمیه بندی جنسیتی در کنکور" را به بهانه های مختلف دوباره زنده کرد؟
آقای خامنه ای در بخش پایانی صحبت خود از زنان میخواهد دنباله رو "زنان غربی و فمنیست" نباشند، چرا که "تبدیل به کالا" خواهند شد. شکی نیست در جوامع سرمایه داری، در جامعه ای که درگیر رقابت آزاد و افسار گسیخته خرید و فروش است، فروشندگان از هر قماش، برای فروش هرچه بیشتر کالای خود از حضور زنانی نیمه برهنه - و اخیراً هم مردان نیمه برهنه – استفاده می کنند تا جذابیت های جنسی آنان بتواند مشتری بیشتری برای کالاهایشان دست و پا کند. اما آقای خامنه ای که برای مقابله با دیدگاهها و تبلیغات فمینیستی فراخوان داده است اطلاع ندارد که یکی از مهمترین اهداف همان "زنان" و مردان "فمینیست غربی" دقیقاً مبارزه با استفاده ابزاری از زن است. فمینیست ها همواره کوشیده اند با به دست آوردن آزادی و برابری برای زنان، آنان را به سطحی از آگاهی برسانند که خود را شئیی تلقی نکرده و مجبور نباشند با فروش تن امرار معاش کنند. اما همانطور که در بالا آمد آقای خامنه ای آگاهانه "زن بی بند و بار غربی" یا زنی که تحت تبلیغات سرمایه داری، به صورت شئی و کالا درآمده است را با فمینیست یکی می کند تا بتواند "فمینیسم" که همانا حق آزادی و برابری زن با مرد است را تخطئه کند.
آقای خامنه ای همچنین از "زور و ظلم"ی که "برخی مردان بر زنان" اعمال می کنند یاد کرده و خاطر نشان ساخته است که این دست از مردان را باید با "پند" و "نصیحت" از کار غلط بازداشت. بنابراین آقای خامنه ای خیلی خوب از وضع نابسامان بسیاری از زنان کشورمان که تحت سلطه و ظلم و زور برخی مردان، بندی و گرفتارند آگاهی دارد. اما جالب توجه است در جایی که زنان محروم در صورت ارتکاب جرم، به شدیدترین وجهی مجازات می شوند، اما آقای خامنه ای برای آن دسته از مردان که زور می گویند و ظلم می کنند، مجازات نرم و لطیف "نصیحت" کردن و " پند" دادن را پیشنهاد می کند!
آقای خامنه ای! آیا ضروری نیست به جای نصیحت کردن مردی که به زنش ظلم می کند و برای پند و نصیحت شما فاتحه هم نمی خواند، قوانین تبعیض آمیز علیه زنان، تغییر کرده و ضمانت اجرایی آن نیز در نظر گرفته شود؟
بررسی سخنان آقای خامنه ای را با ذکر جمله مهرآمیز ایشان که زنان را "بخش زیبا، لطیف و مستور آفرینش" خوانده است، و نشان دادن شباهتش با سخنان مرتجعی چون ملاعبدالرسول مدنى كاشانى که نود سال پیش در "رسالۀ حجابیه" در مورد زنان اظهار فضل کرده است به پایان می برم.
ملا عبدالرسول در "رساله حجابیه" می نویسد: "زنان با آن استخوانبدى نازك و لطيف و اندام باريك و ضعيف، نرم بدن، شيرين سخن، نيكو روى، مشكين موى، غنچه دهان، خوش زبان، دُرٌ دندان، عنابى لبان، سيمين گردن ... براى غنج و دلربايى که از جزء جزء خلقتشان پيداست كه فقط براى مصالح و تعيش مردان خلق شدهاند... اگر خوب تعقل و تفكر كنيم [زنان] محض احيا و بقاى دنیا كه مايه آن توالد است، آفريده شده و به همين جهت قوه عاقلۀ آنها هم مانند قواى ديگر آنها بمثابه مردان نيست. حتا مغز و مخ آنها كمتر از مردان است. لذا نباید از زنان، بیش از امور خانه دارى و شيردادن و تربيت اطفال و تحمل بارگران حمل، یعنی كارهايى كه نزدیک است به اعمال حيوانات، متوقع بود."