تبليغاتX
چشمان زنان

چشمان زنان

این وبلاگ جهت انتشار مطالب مخصوص زنان ایجاد شده است

نوار میزگرد پالتاکی کارزار زنان در مورد قتل زهرا بنی یعقوب

نوار میزگرد پالتاکی کارزار زنان در مورد قتل زهرا بنی یعقوب 1   2   3  4   5   6

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 21:30  توسط چشمان زنان  | 

میزگرد پالتاکی کارزار زنان در مورد قتل دکتر زهرا

قتل زهرا بنی عامری

میزگرد: استی پیروتی ، آذر درخشان و مهری زند

 برگزارکننده:   کارزار برای لغو قوانين ضد زن

تالار : کارزار زنان در پالتاک

  

 دوشنبه 12 نوامبر 2007 از ساعت 20 تا23 بوقت اروپای مرکزی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 6:52  توسط چشمان زنان  | 

زنان بر می خیزند/بحران، مبارزه، تئاتر و سازندگی/ عزت گوشه گیر

نیواورلئان شهری زنانه است. با حساسیت های زنانه، با تاریخچه ای از هنر، اروتیسم و لطافت . . . بی مناسبت نیست که وقایع نمایشنامه بسیار سیاسی "تنسی ویلیامز"، "تراموایی به نام هوس" در همین شهر رخ می دهد. و بی مناسبت نیست که "استانلی" (1) روح زنانه "بلانش" را آنگونه شریرانه ویران می کند. همه فریاد "استانلی" را به خاطر می آورند: استلا . . . استلا . . .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 0:1  توسط چشمان زنان  | 

مینو تیزابی: یک دختر تیزهوش

دختری ایرانی بنام مینو تیزابی که چهارده سال سن دارد در آلمان موفق شده است تحصیلات متوسطه (دیپلم) را با معدل 1.0 که بالاترین نمره ممکن در آلمان است به پایان برساند.ا
تا کنون هیچ دانش آموزی در این سن و با این معدل موفق به دریافت دیپلم تحصیلات متوسطه در آلمان نشده است.ا

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 7:33  توسط چشمان زنان  | 

کارت نظام پزشکی دکتر زهرا بنی...؟

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 16:2  توسط چشمان زنان  | 

"جمهوری سکوت" و زنی که سکوت نمی کند/ شکوه میرزادگی

بدون شک مهستی شاهرخی  يکی از پر تلاش ترين زنان نويسنده ای است که در خارج از ايران زندگی می کنند. وبلاگ چشمان بيدار او تقريباً هميشه به روز است؛ و در کنار آن او وبلاگ ها ديگری را هم اداره می کند. با اين حال، کارهای او بازاری نيست و او سعی می کند که  سطح کارش را، چه از نظر زيبايي شکل و چه از نظر غنای محتوا، در حدی هنرمندانه حفظ کند.  او دربارهء مطالب و مسايل مطرح  فرهنگی، ادبی، و زنان می نويسد و، در کنار اين فعاليت های تحسين برانگيز، از نوشتن داستان (که در آن خوب درخشيده) و شعر هم دور نمی ماند. او اخيراً کتاب تازه ای منتشر کرده به نام «جمهوری سکوت». 

جمهوری سکوت را بر روی اینترنت بخوانید 

از نگاه یک زن - نوشته های هفتگی شکوه میرزادگی / سایت پویشگران


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 19:59  توسط چشمان زنان  | 

فروغ، توهینی به کیان نرینگی بعضی آقایان/ شهرنوش پارسی پور



چنین به نظر می‌رسد که وجود فروغ فرخزاد به صورت توهینی به نفس حضور مردانه تلقی شده است. منظورم آن نیست که تمام مردان جامعه ما چنین جبهه‌ای گرفته بودند. به هیچ وجه. اما دسته کوچک حقیری که خود را روشنفکر نیز تلقی می‌کردند، داشتند دیوانه می‌شدند.

صحبتهای خانم پارسی پور در مورد فروغ را در

 فروغ، توهین به کیان نرینگی بعضی آقایان 

رادیو زمانه

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 23:34  توسط چشمان زنان  | 

شهر ما پر از فاحشه است/ آریانه یاوری

شهر ما پر از فاحشه است

 

آسیابی می چرخد

 

کودکی گرسنه سینه های دریده ی مادری را می مکد

 

شیطانی می خندد 

 

و خدا گرسنه ی شهوت مرگ میشود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 12:52  توسط چشمان زنان  | 

آهای زهراها ... نگرانتان هستم!/ مهستی شاهرخی

زهرا کاظمیآهای زهراها! زینب ها! آهای با شمایم! ای طاهره ها! معصومه ها! آهای فاطمه ها! عاطفه ها! با شمایم ای شریفه ها! حاجیه ها! نگرانتان هستم. تا پیش از این، همدان، شهر دانشگاه بوعلی بود و شهر بوعلی سینا! همدان، برایم همگمتانه بود. همدان برایم یعنی غار علی صدر و خنکای درون آن غار عظیم و زیبا! همدان برایم شهری بود که فرزانه از آنجا دکترای پزشکی گرفت و فرجام از دانشگاه بوعلی دکترا گرفت و من مفتخر بودم که دو تن از دختران فامیلم از همدان دکترا گرفته اند و پزشک شده اند و حالا جان چندین زائو و کودک بیمار روستایی را نجات خواهند داد و من باز هم به آنها افتخار خواهم کرد و از این که با دو زن دکتر هم خون ام مفتخر خواهم شد و سرم را توی جمع بالا خواهم گرفت و حالا می شنوم زهرایی که پزشک بوده و جوان بوده و حتماً عاشق صدای حمیدی و یا دستان بهروزی بوده ولی با همه ی شکنندگی اش دست بیماران می گرفته و جان روستائیان را نجات می داده و مدام دل توی دلش نبوده که چه زمانی لباس سپید عروسی می پوشد تا بتواند بعد از این با خیال راحت دست در دست حمیدش توی پارک بوعلی قدم بزند را در روز عید فطر گرفته اند و جمعی با بسیجی وحشیانه مورد تجاوز قرار داده اند و آن نازنین، آن پزشک، آن طبیبه، را مانند حفره ای ته زندان سوراخ سوراخ کرده اند و بعد هم پیکرش را نیمه جان رها نکرده اند بلکه جنازه ی دریده اش را با پرچم تبلیغاتی رژیم به دار زده اند و گفته اند زهرا از ترس آبرو خودکشی کرده است!

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 19:2  توسط چشمان زنان  | 

من اگر جای تو بودم!/ بصیر نصببی

من کودک خردسالی بودم که به اطاقک تنگ و تاریکی برده شدم که بعدا فهمیدم نامش زندان بوده است، من نمی دانستم چرا آنجا هستم؟ نمی دانستم چرا نمی توانم در خانه خودمان باشم؟ چرا خاله و عمو و مادر بزرگم را نمی بینم؟ پدرم کجاست؟ مادرم می گفت پدرت هم با ماست اما دریک اطاق دیگر است، نمی تواندبه این اطاق بیاید. چرا؟ نکند بیمار است ؟ خب من به اطاق پدر می روم، نه من باید پیش مادر باشم. روزها و شبهای بسیاری را در انتظار بوسه های پدر میماندم. آخر من عادت داشتم از بوسه های گرم او قبل از خواب سیراب شوم. اما پدر هرگز نیامد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 16:18  توسط چشمان زنان  | 

باز هم زهرایی دیگر به قتل رسید

"زهرا بني عامري، پزشك عمومي، متولد بيست و پنج مهر پنجاه و‎ ‎نه . ورودي مهر ماه 77 دانشگاه تهران . روز ‏پنج شنبه يك روز پيش از‎ ‎عيد فطر در پارك مردم روبروي دانشگاه بو علي سيناي همدان به جرم همراهي با پسر‎ ‎جواني به اسم حميد ‏بازداشت مي شود. به بازداشت گاه منتقل مي شود به مدت بيش از 48‏‎ ‎ساعت در بازداشت مي ماند و دو روز بعد جسد حلق آويز شده وي ‏در بازداشتگاه پيدا مي‎ ‎شود. مسوولان مي گويند وي با استفاده از يك پرچم تبليغاتي اقدام به خود‎ ‎كشي كرده است."

متن کامل مقاله در سوگ یک زهرای دیگر از مریم کاشانی

پرونده کامل قتل زهرا بنی عامری در روز فطر از رزا روشن

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت 19:26  توسط چشمان زنان  | 

آشنایی با شریفه بنی هاشمی

 

 

شریفه بنی هاشمی از 1351 همزمان با کاردر کتابخانهً کانون پرورش کودکان ونوجوانان در شهرش بندرعباس به بازیگری تئاتر پرداخت و از 1352 که وارد دانشکده هنرهای زیبا شد تا 1359 که در رشتهً تئاتر فارغ التحصیل شد در نمایشنامه های مختلفی در ایران ایفای نقش کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 19:27  توسط چشمان زنان  | 

"یوسف در قرآن"/ سخنرانی نادره افشاری

آدم و حوای میکل آنژگفتگوی نادره افشاری با رادیو " صدای شما"  در استکهلم  با عنوان "یوسف در  قرآن"  ( چهارشنبه 10 اکتبر 2007)

از طریق همین داستانها و اسطوره ها و حدیث هاست که باورها و ارزشهای جامعه نسل به نسل به دیگران منتقل می شود و هنگامی که زیربنای فکری جامعه ای بر اساس بدبینی نسبت به زنان و ارائه مداوم تصویری شیطانی و مکار و اغواگر از زن باشد و مدام آن تصویر را به عموم زنان در همه قرون منتسب کند همان خواهد شد که اکنون بر سر ما آمده است. یعنی در قرن بیست و یکم هستیم و زن مانند آن اسطوره باستانی در صدد اغوای مرد است و به کمک شیطان آن میوه گناه آلود را به خورد مردان می دهد تا ایشان را از بهشت خداوند پدرسالار بیرون برانند. مگر نه اینکه زن از ابتدا از دنده چپ حضرت آدم آفریده شد تا در خدمت او باشد و او را از تنهایی بیرون بیاورد؟ و مگر نه اینکه از ابتدا، حوا با فریفتن آدم و دادن میوه گناه به او، باعث شد تا آدم را از بهشت ملکوتی پدر- خداوند دور کند؟  پس ما تاکی می خواهیم این افکار و عقاید متحجر را تکرار کنیم؟ آیا زمان شک کردن به این باورهای باستانی فرا نرسیده است؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 11:50  توسط چشمان زنان  | 

هنر، سانسور و خود سانسوري / نيلوفر بيضايي

    نیلوفر بیضایی

هنر، سانسور و خود سانسوري در سايه ي توتاليتاريسم اسلامي

با نگاهي به تئاتر و سينما در ايران

 مقدمه

 

در دوراني كه ما در آن زندگي مي كنيم، نوشتن در مورد سرگذشت هنر و هنرمند ايراني كاريست بس دشوار، به چند دليل:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 0:37  توسط چشمان زنان  |